یک هلو، هزار هلو
1- اگر دکتر لنکرانی هلو باشد، وزیر اطلاعات چه میوهای است؟
2- آیا همه جوانان مؤمن و دلسوز کشور را که مثل «هلو» میمانند، باید بخوریم؟
3- فقط رئیسجمهور میتواند جوانان مؤمن و دلسوز کشور را که مثل «هلو» میمانند، بخورد، یا سایرین هم میتوانند؟
4- آگهی: به چند جوان مؤمن و دلسوز مثل «هلو»، جهت خوردن نیازمندیم.
5- آیا دریافتن اینکه نصف جمعیت کشور زن هستند، 4 سال مطالعه لازم دارد؟
6- فهمیدن اینکه بیش از نیمی از کادر پزشکی کشور زن هستند، چطور؟
7- «دلایل گوناگون» آسیبپذیری خانمها در بهداشت، درمان و بیماریها چیست؟
8- آدم یا مریض هست، یا نیست. اینکه حجب و حیا نمیخواهد.
9- مگر بناست آدم مریضیهایش را داد بزند وسط خیابان. خب میرود یواشکی به دکتر میگوید.
10- اینکه شخصی مریضیاش را از همه، حتی همسرش پنهان میکند، چه ربطی به وزیر دارد؟ مگر وزیر میخواهد مطب بزند که دیگران باید رویشان بشود به او بگویند چه مریضیای دارند؟
11- این وزارتخانه یک بخش «آموزش پزشکی» هم دارد. وضع آن چه میشود؟
12- با این اوضاع و احوال بیماری و بهداشت و حجب و حیا، وزیر چطور میخواهد مسائل را در هیأت وزیران مطرح کند؟
توپولف
من زمین خوردهی جعبه ی سیاتم،توپولف!
کشتهی تیپ زدن و قـدّ و بالاتم، توپولف!
مردهی ریپ زدن و ناز و اداتم، توپولف!
قربـون اون نوسانــات صداتم، توپولف!
یه کلوم ختم کلــوم بنده فداتم، توپولف!
□
من هواپیما ندیدم اینجوری ناز و ملــوس
میپری پر می زنی روی هوا عین خروس!
بذار ایرباس واست عشوه بیاد- دراز لوس-
بدگِلا چش ندارن ببیننت، خوشگل روس!
قربون چشات برم، محــو نیگاتم ، توپولف
یه کلوم ختم کلــوم بنده فداتم، توپولف!
□
مـــا رو میبری نقـــاط دیدنی وقت فرود
گاهی وقتا سر کـــــوه و گاهی وقتا ته رود
می فرستن همه تا سه روز به روحمون درود
می خونه مجری سیما واسمون شعر و سرود
چرا ماتم می گیرن ، مبهوت و ماتم توپولف!
یه کلــوم ختم کلــوم بنده فداتم، توپولف!
□
وقتی عشقت میکشه گاهی با کلّه می شینی
به جـــــای باند فرود، توی محلّه می شینی
یا میری تــــوی ده و رو سر گلّه می شینی
زودی مشهور میشی، رو جلد مجلّه می شینی
پی گیرعکســــــا و تیتر خبراتم توپولف!
یه کلــوم ختم کلــوم بنده فداتم، توپولف!
□
می خوام از خدا که یک لحظه نشم از تو جدا
چونکه وقتی باهاتم هی می کنم یـــــاد خدا
بدون نذر و نیـــاز بــــــا تو پریدن ، ابدا!
می کنم بعد فرود تمــــوم نذرامـــــو ادا
واســه جنّت بلیتت گشتــــه براتم، توپولف!
یه کلـــوم ختم کلــوم بنده فداتم، توپولف!
□
تو که هی رفیقــــای ایرونیتو یاد می کنی
کی میگه تــــو انبارای روسیه باد می کنی؟
ما رو پیک نیک می بری، سقوط آزاد می کنی
خدا شــــادت بکنه ، روحمونو شاد میکنی
بری تا اون سر اون دونیا(!) باهاتم، توپولف!
یه کلــوم ختم کلــوم بنده فداتم، توپولف!
ویولون
ترکه دستش میشکنه میره دکتر! از دکتر میپرسه: اقای دکتر من دستم خوب بشه میتونم ویولون بزنم؟ دکتر: بله عزیزم ، معلومه که میتونی! ترکه: اِ چه خوب! چون قبلا نمیتونستم!!!
مرکب قرمز
روزی در جمهوری دموکراتیک آلمان سابق یک کارگر آلمانی کاری در سیبری پیدا میکند. او که می داند سانسورچیها همهٔ نامه ها را میخوانند، به دوستانش می گوید «بیایید یک رمز تعیین کنیم؛ اگر نامهای که از طرف من دریافت میکنید با مرکب آبی معمولی نوشته شده باشد، بدانید هر چه نوشتهام درست است. اگر با مرکب قرمز نوشته شده باشد، سراپا دروغ است.» یک ماه بعد دوستانش اولین نامه را دریافت میکنند که در آن با مرکب آبی نوشته شده است: «اینجا همه چیز عالی است؛ مغازهها پر، غذا فراوان، آپارتمانها بزرگ و گرم و نرم، سینماها فیلمهای غربی نمایش میدهند و تا بخواهی دختران زیبای مشتاق دوستی- تنها چیزی که نمیتوان پیدا کرد مرکب قرمز است.»
Get free blog up and running in minutes with Blogsome | Theme designs available here
