قبل از خريد بليت هواپيما دقت كنيد

August 23, 2009

پس از وقوع سوانح هوايي اخير، آژانس‌هاي هواپيمايي كه با ركود مواجه شده‌اند در اعلام مدل هواپيما به مشتريان خود صادق نيستند تا اين ضرر را تا حدودي جبران كنند. با توجه به اين موضوع، به نكات زير توجه داشته باشيد:

1) تا جايي كه مي‌توانيد، سوار هواپيما نشويد.

2) به اپراتور فروش بليت بگوييد كه نام مدل واقعي هواپيما را بگويد و تأكيد كنيد كه آن را در بليت قيد كند، در غير اين صورت به آژانس مراجعه كنيد.

3) اگر اپراتور گفت كه مدل هواپيما «.T.U» است، تصور نكنيد كه خطر رفع شده؛ زيرا او در حقيقت نام ديگر «توپولوف» را به شما گفته و مي‌خواهد گول‌تان بزند.

4) مدل هواپيما خيلي ربطي به سقوط ندارد. اگر سوار هواپيما شديد، سعي كنيد نخوابيد. چون ممكن است چشم‌تان را باز كنيد و ببينيد كه مرده‌ايد. بهتر است در لحظه جدا شدن روح از بدن‌تان هوشيار باشيد. در هر حال اين لحظه فقط يك‌بار در زندگي‌تان رخ مي‌دهد و حيف است كه آن را از دست بدهيد.

5) از آنجا كه در ايران معمولا كسي پاسخگوي مردم نيست و اطلاع‌رساني‌ها هميشه با تأخير صورت مي‌گيرد، مطمئن نباشيد كه حتما مانند فيلم‌هاي خارجي خلبان اعلام مي‌كند كه در حال سقوط هستيد و فرصت مي‌دهد تا جيغ و هوار كنيد. ممكن است يهو از پنجره ببينيد كه چند ثانيه ديگر با زمين برخورد مي‌كنيد.

6) اگر سالم از هواپيما خارج شديد و قدم روي زمين گذاشتيد، خيلي هم خوشحال نباشيد. چون ممكن است نيم ساعت بعد با يك موتورسوار تصادف كنيد و شما را به آن دنيا بفرستد.

به کمک PCitYourself کامپیوتر ایده آل تان را خودتان جمع کنید

امروز به یک سایت فوق العاده برخوردم، PCitYourself یک سایت بسیار پرمحتوا است که شامل اطلاعات بسیار به درد بخوری برای افرادی است که می خواهند کامپیوتر را به صورت قطعات جداگانه بخرند یا اصطلاحآ سیستم جمع کنند. که این روش معمولی است که اکثر افراد در ایران کامپیوتر می خرند. تو خارج از کشور این کار خیلی از دید افراد عادی عجیب به نظر می رسد و سیستم جمع کردن فقط کار خوره های کامپیوتر است. مردم عادی فقط می روند و مثلآ یک ست کامل Dell می خرند و همه چیز آماده استفاده است. تو ایران هم این مدل گاهی اوقات استفاده میشه ولی چیزی که بیشتر محبوبیت داره همان سیستم جمع کردن است که بارها دیدم افرادی که از کامپیوتر اطلاعات زیادی هم ندارند می روند در یک مغازه کامپیوتر فروشی و فروشنده قطعات را جداگانه به آنها پیشنهاد می کند و به اصطلاح سیستم شان را با کمک فروشنده جمع می کنند که من ابدآ پیشنهاد نمی کنم.

PCitYourself Logo

به طور کلی این سایت برای افراد حرفه ای شاید خیلی ساده باشد اما برای کسانی که خیلی در این کار تجربه ندارند فوق العاده به درد بخور است. همان طور که می بینید قطعات داخل کامپیوتر را جدا جدا نمایش می دهد و با کلیک کردن بر روی هر کدام از آنها اطلاعات بسیار به درد بخوری راجع به آن قطعه به شما می دهد. در بالای صفحه در قالب یک انیمیشن نشان می دهد که قطعه دقیقآ کجا قرار می گیرد و چه شکلی دارد.

PCitYourself CPU Page

PCitYourself CPU Page

بعد یک توضیح مختصر و سپس ویژگی های مختلف قطعه را توضیح می دهد. مثلآ برای CPU توضیح داده که Core ، Clock Speed ، Cache و FBS چیست و… که اینها در انتخاب یک قطعه مناسب خیلی کمک می کند. در سمت راست هم پیشنهاداتی برای هر قطعه می دهد بنا بر نوع استفاده شما از کامپیوتر. مثلآ چند CPU ارزان قیمت ، چند CPU برای بازی و چند تا برای استفاده خانگی معرفی کرده که احتمالآ اگر از طریق لینک این پیشنهادات شما خریدی انجام بدید درصدی سود به PCitYourself تعلق می گیره.

منبه:زنگوله

PCitYourself

آموزش رد شدن ازخیابان

نسخه جدید آموزش رد شدن ازخیابان به کودکان:: اول به سمت چپ که محل عبور ماشینهاست نگاه میکنیم بعد به سمت راست که محل عبور موتورهاست نگاه میکنم بعد به سمت بالا نگاه میکنیم که محل سقوط هواپیماست سپس با روحی سرشار و قلبی مطمئن پا به خیابان می گذاریم

مقایسه دقیق دو متن با TextDiff

مطمنم تا به حال برایتان پیش اومده که بخواهید دو متن ، سورس کد و… را با هم مقایسه کنید تا بتوانید سریع فقط تفاوت های آنها را به وضوح ببنید. برای این کار می توانید از برنامه متن باز و رایگان TextDiff استفاده کنید. محیط کاربری TextDiff فوق العاده ساده است. فایل اول را انتخاب می کنید، فایل دوم را انتخاب می کنید. دکمه Compare را می زنید و تغییرات را می بینید.

به عکس زیر نگاه کنید:

مقایسه

می توانید انتخاب کنید که به بزرگ کوچکی حروف حساسیت نشان ندهد یا تفاوت در فضای خالی (space) را در نظر نگیرد. برنامه بسیار خوب و کاربردی ایه ، مثلآ می توانید تفاوت های کد دو نسخه متفاوت از یک اسکریپت را خیلی سریع ببینید. تنها نکته منفی این است که TextDiff از متن های فارسی پشتیبانی نمی کند.

قابلیت جالب دیگه TextDiff مقایسه محتویات دو پوشه است:

مقایسه

TextDiff نیازی به نصب شدن هم ندارد، فقط کافیست محتویات فایل زیپ را در هر کجا که می خواهید استخراج کنید، حتی روی کول دیسک تان.

دانلود TextDiff مستقیم از سرور زنگوله – 490 کیلوبایت

دانلود از سایت سازنده

دانلود از Rapidshare

دانلود از مدیا فایر

دانلود از مگاآپلود

این برنامه بسیار خوب توسط Angus Johnson با زبان Delphi نوشته شده. مرسی Angus.

منبع:زنگوله

مورد عجیب «مری مالون»

August 22, 2009

شهرت از راه‌های مختلف، به سراغ انسان‌ها می‌آید. گاهی این شهرت خوشایند است و گاهی کاملا ناخوشایند و غیرمترقبه. داستان مشهور شدن یک زن ایرلندی مهاجر آمریکا هم در نوع خود شنیدنی است.

مری مالون Mary Mallon در ۲۳ سپتامبر سال ۱۸۶۹ در ایرلند به دنیا آمد. او در سال ۱۸۸۴ به آمریکا مهاجرت کرد و بین سال‌های ۱۹۰۰ تا ۱۹۰۷ به عنوان آشپز در نیویورک مشغول به کار شد.

در سال ۱۹۰۱، او به عنوان آشپز در یکی از خانه‌های نیویورک مشغول به کار شد، بعد از کمتر از ۲ هفته، اشخاص مقیم در خانه، به تیفوئید مبتلا شدند. سپس او به خانه دیگر در منهتن رفت و در آنجا هم بعد از مدت کوتاهی اعضای خانواده، علایم تب و اسهال را بروز دادند و کارگر لباسشوی خانه به خاطر این بیماری جان خود را از دست داد. بعد از این قضیه او آشپزی یک وکیل را به عهده گرفت، به زودی هفت نفر در خانه محل سکونت این وکیل به تیفوئید مبتلا شدند. در سال ۱۹۰۶ او کاری در لانگ آیلند گرفت، و باز هم در کمال شگفتی ۶ نفر از ۷ عضو خانواده، گرفتار تیفوئید شدند.

مری آدم بدشانسی بود، هر جا می‌رفت، بعد از مدتی سر و کله بیماری تیفوئید ظاهر می‌شد. مری هم مجبور بود ماه‌های زیادی را صرف مراقبت از ساکنان خانه کند. خوشبختانه مری خودش بیمار نمی‌شد، وگرنه اوضاع بدتر می‌شد.

اما این قضیه رفته‌رفته خیلی‌ها را مشکوک کرد. چرا مری و تیفوئید این اندازه با هم قرین شده بودند؟ مری که سالم تندرست بود و قائدتا نقشی در انتقال بیماری نمی‌بایست داشته باشد! برای بررسی بیشتر، «جورج سوپر»، یک پژوهشگر بیماری تیفوئید، مأمور بررسی این مورد شد، اما مری از دادن نمونه ادرار و مدفوع امتناع می‌کرد. سوپر، اما بسیار مشکوک شد که خود خانم مالون، منتقل‌کننده بیماری باشد، او نتیجه یافته‌های خود را در شماره ماه ژوئن مجله پزشکی آمریکا JAMA در سال ۱۹۰۶، ‌منتشر کرد.

بیماری تیفوئید که حصبه یا تب روده‌ای هم نامیده می‌شود، به خاطر خوردن آب و غذای آلوده به عامل بیماری عین باکتری سالمونلا تایفی،  منتقل می‌شود. علایم بیماری شامل تب بالا، عرق‌ریزش زیاد، اسهال و همچنین به صورت کمتر شایع، یک سری ضایعات پوستی خاص هستند. بعضی از اشخاص «ناقل سالم بیماری» هستند. آنها غالبا کسانی هستند که از یک دوره بیماری جان به در برده‌اند، اما میکروب در بدن آنها باقی می‌ماند بدون اینکه علایم یا بیماری ایجاد کند. ناقل‌ها به ترشح میکروب در ادرار و مدفوع خود ادامه می‌دهند.

تصور می‌رود که مری مالون از طریق مادرش، به صورت مادرزادی آلوده به عامل بیماری شده بود و مبدل به یک ناقل سالم بیماری شده بود. مری مالون، در واقع، نخستین شخصی بود که در ایالات متحده و اصلا در دانش پزشکی به عنوان ناقل سالم بیماری تیفوئید شناخته شد. به زودی به او لقب «مری تیفوئیدی» هم داده شد. از بد ماجرا او آشپز هم بود و تخمین زده می‌شود که او در طی اشتغال به حرفه آشپزی، ۵۳ نفر را به بیماری مبتلا کرد که از این میان سه نفر، فوت کردند.

اما انگشت‌نما شدن مری مالون، بیشتر به خاطر این بود که همه گاه نقشش را در انتقال بیماری و درگیر کردن مردم به شدت منکر می‌شد و قبول نمی‌کرد که از آشپزی دست بکشد. طوری که مقامات مسئول بهداشت آمریکا مجبور شدند، دو بار او را به زور قرنطینه کنند.

«سوپر» که یک بار از مری مالون جواب رد شنیده بود، بعدا باز هم برای بررسی بیشتر به سراغ مری رفت. اما مری باز هم حاضر به همکاری نشد. البته شاید این امتناع چندان که فکر می‌کنیم، غیرمنطقی نباشد، آخر، مری یک بار نزد یک شخص دیگر آزمایش داده بود و در آن آزمایش هیچ نشانی از دفع عامل بیماری، در او پیدا نشده بود. به علاوه در آن زمان اصلا مفهوم «ناقل سالم بیماری» در پزشکی تعریف نشده بود و باید تا حدی هم حق را به مری بدهیم که نتواند به خود بقبولاند که عامل این هم بدبختی برای دور و بری‌های خود است. در این میان رفتار نه چندان مؤدبانه «سوپر» با او و همچنین تحقیرش به عنوان یک ایرلندی مهاجر، در عدم همکاری مری نقش زیادی داشت.

اما سوپر مأیوس نشد، و بعدها، در برخوردی که در یک بیمارستان با او داشت، به او گفت که قصد دارد کتابی درباره او بنویسد و همه حقوق این کتاب را به او بدهد. مری از این پیشنهاد عصبانی شد و آن را رد گرفت و تا زمانی که سوپر در بیمارستان بود، خودش را دستشویی بیمارستان حبس کرد!


مری مالون - نفر جلویی- در طی نخستین قرنطینه‌اش

مقامات دپارتمان بهداشت نیویورک به فکر چاره دیگری افتادند و رئیس این دپارتمان دکتر «سارا ژوزفین بیکر» با مری صحبت کرد و سعی کرد متقاعدش کند، اما او باز هم قبول نکرد و به او گفت که تصور می‌کند قوانین برای کسی که عمدا مرتکب کار اشتباهی نشده، ظالمانه است.

به همین خاطر دکتر بیکر چند روز بعد با چند افسر پلیس به سراغ او آمد و مری مالون را توقیف کرد. به زودی ثابت شد که او یک ناقل سالم بیماری است، آنها توانستند با استفاده از یکی از بندهای قانون، او را سه سال در یکی از بیمارستان‌های منطقه، قرنطینه کنند.

بعد از گذشت سه سال، مقامات بهداشتی تصمیم گرفتند به شرط اینکه مری قول بدهد که دیگر آشپزی نکند و به صورت مسئولانه به توصیه‌هایی که برای جلوگیری از انتقال بیماری به او می‌شود، عمل کند، آزاد شود. مری هم که برای آزادی لحظه‌شماری می‌کرد، بی‌درنگ این شروط را پذیرفت و سرانجام او در فوریه سال ۱۹۱۰ آزاد شد.

به مری کاری داده شد که دستمزدش پایین‌تر از دستمزد معمول یک آشپز بود. بعد از مدتی مری نتوانست در برابر وسوسه بازگشت به کار مورد علاقه‌اش مقاومت کند و با اختیار کرد یه نام مستعار -مری براون- در یک بیمارستان زنان مشغول به کار شد. در سال ۱۹۱۵، ۲۵ نفر در این بیمارستان، مبتلا به بیماری شدند که یکی از آنها درگذشت.

مجددا مسئولان، رد او را گرفتند و او را بازداشت کردند و او را به قرنطینه باز گرداندند. مری مالون باقی عمرش را در قرنطینه گذراند.

اما این ماجراها باعث شد، مری مالون برای خودش شهرتی دست و پا کند و بارها روزنامه‌نگاران با او مصاحبه کنند. در اواخر عمر به او اجازه داده شد به عنوان یک تکنسین در یکی از آزمایشگاه‌های محل قرنطینه، کار کند.

مری در نوامبر سال ۱۹۳۸ در ۶۹ سالگی مرد. علت مرگ او ذات‌الریه (پنومونی) بود. شش سال پیش‌تر از مرگ، مری، سکته مغزی کرده بود و فلج شده بود.

مری تا روز مرگش ناقل بیماری بود، اتوپسی او نشان داد که او در کیسه صفرایش باکتری عامل بیماری را دارد. جسد او سوزانیده شد و خاکسترش در گورستانی در برونکس، دفن شد.

تا قبل از مورد عجیب مری، چیزی به عنوان ناقل سالم بیماری تیفوئید در دانش پزشکی، شناخته نشده بود. و بنابراین راهبردی برای برخورد با ناقل‌های سالم تیفوئید هم وضع نشده بود. البته بیشتر مرارت‌هایی که  مری تحمل کرد، نتیجه بی‌خردی خودش بود، او با وجود اینکه می‌دید اطرافیانش مرتب به تیفوئید مبتلا می‌شوند، اصلا مشکوک نمی‌شد و در صدد برنمی‌آمد که به حرف مسئولان بهداشت گوش کند. او مصر بود که بگوید از آنجا که سالم است و هیچ نشانی از بیماری در او دیده نمی‌شود، نمی‌تواند ناقل بیماری باشد.

مری مالون تنها کسی نبود که در سال‌های اول قرن بیستم، ناقل سالم بیمار تیفوئید شناخته شد، «تونی لابلا»، یک مهاجر ایتالیایی، هم یکصد نفر را مبتلا کرد که از میان پنج نفر فوت شدند، اما او هرگز شهرتی مری تیفوئیدی را پیدا نکرد.

امروزه «مری تیفوئیدی» دامنه استعمال گسترده‌تری پیدا کرده است و به کسانی که به امنیت کامپیوترشان اهمیت نمی‌دهند و نادانسته وپروس‌ها و برنامه‌های مخرب کامپیوتری را به سیستم‌های دیگر منتقل می‌کنند، مری تیفوئیدی اطلاق می‌شود!

اگر اینترنت پرسرعتی دارید و به این داستان علاقه‌مند شده‌اید، بد نیست، مستندی را که در مورد مری مالون تهیه شده است، از این لینک‌ها دانلود کنید و ببینید:

http://rapidshare.com/files/164768284/nova.tmdwia.part1.rar.html
http://rapidshare.com/files/164768209/nova.tmdwia.part2.rar.html
http://rapidshare.com/files/164768182/nova.tmdwia.part3.rar.html
http://rapidshare.com/files/164768264/nova.tmdwia.part4.rar.html
http://rapidshare.com/files/164768208/nova.tmdwia.part5.rar.html
http://rapidshare.com/files/164810482/nova.tmdwia.part6.rar.html
http://rapidshare.com/files/164810477/nova.tmdwia.part7.rar.html
http://rapidshare.com/files/164810644/nova.tmdwia.part8.rar.html

منبع:يك پزشك

Get free blog up and running in minutes with Blogsome | Theme designs available here